زخود گریخته‌ام، از شکنجه‌گاه همیشه

با عرض سلام و عذر تاخیر وباقی قضایا ٬ پیشاپیش گفته بودم که تنبلم ولی خودم هم نمی دانستم اینقدر:

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم

به هر حال قول می دهم- البته اگر شاعر میری اخیر اجازه دهد- اول و نیمه هر ماه وبلاگم را به روز کنم (روی قول من حساب کنید!)

         همان گناه همیشه 

زخود گریخته‌ام، از شکنجه‌گاه همیشه

مرا دوباره تحمل کن ای پناه همیشه

به جرم عشق تو تکفیر و طرد گشته‌ام آری

به جرم عشق تو، یعنی همان گناه همیشه

دلم گرفته از این چشم‌های ساکت بی‌روح

خوشا اشاره شیرین آن نگاه همیشه

کجاست بال نسیمی که شب مرا برساند

به خلوت تو، به آن بزم روبراه همیشه

تمام زندگیم را به باد داد زمستان

خراب‌تر شود این فصل، این سه ماه همیشه

جنون و مرگ و مدارا کدام را بگزینم؟

چراغ سبز نگاه تو و سه راه همیشه

/ 2 نظر / 49 بازدید
عباس كرخي

بازهم سلام اميدکه همواره بهروزباشی .کرداين قدرکرد نديده بوديم .بابا دکتر خيلی باحالی .به دوستان مشترک سلام برسان.شادترباشی.

محمد حسين باسامي

الهي همواره همراهش باش و حاميش سلام دكتر جان ، اميدوارم همواره از نشاط و سرزندگي و توانمندي ايرانيان نويسي و همچون هميشه الگوي جوانان اين مرز و بوم .