و اعتراف قشنگ ست...

         

و اعتراف قشنگ ست اگر چه با تاخیر

پرنده بودم اما پرنده‌ای دلگیر

 

پرنده بودم اما هوای باغ زمین

از آسمان بلندم کشیده بود به زیر

 

پرنده بودم اما پرنده‌ای بی‌پر

پرنده بودم آری ولی علیل و اسیر

                 *

چقدر منتظرت بودم ای چراغ مراد

که خط گمشده‌ام را بیاوری به مسیر

 

و آمدی و مرا زین خرابه پر دادی

به سمت باز افق‌های روشن تقدیر

                ***                

میان این من حال و تو ای من پیشین

تفاوتی است اساسی، قبول کن بپذیر

 

گذشت آنچه میان من و تو بود گذشت

ترا ندیده گرفتم، مرا ندیده بگیر

 

به راز عشق بزرگی وقوف یافته‌ام

مرا مجاب نمی‌کرد عشق‌های حقیر

 

پرنده‌ام اینک یک پرنده آزاد

پرنده‌ام آری یک پرنده ...

 

                                          

/ 120 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي بهرنگ راد

سلام دوباره نتونستم نگم بيت اخر پست قبلی تون مثل خنجر کاری بود....

روح الله شاکی

سلام. دانه دانه ميچکد برسقف تاريک زمين قطره ها بر دانه هاوریشه های درکمين ............................... سربزن واين غزل ونقدکن.و.....

مراد رستمي

شما را پيوند کردم دوستتان دارم از وبلاگ من هم ديدن کنيد نظرتون هم مايه خوشحالی ست

محمد

سلام آقای دکتر ياسمی من امروز شما را در جلسه دانشکده بهداشت زيارت کردم و شما شعری را قرائت کرديد که برای لحظاتی روح و ذهن مرا تلطيف کرد از زيارت شما خيلی خوشحال شدم. کاشکی می شد متن کامل ان شعر را برايم ارسال می کرديد

فاطمه شريف

سلام من اولين باریه که به وبلاگ شما سر ميزنم.مطالبتون خيلی عاليه .راستيتش يکی از نوشته هاتونو کش رفتم البته با اجازه شما اگر وقت کردين به وبلاگ من هم سری بزنيد ممنون.

[خجالت][لبخند][لبخند][لبخند][خداحافظ]

حسن

اقا بهروز یاسمی سلام ارزوی موفقیت برایتان دارم با ان احساس قشنگت ادرس شما لینک کردم ایام بکام حسن

محمد

از فرط زیبایی اشعار حرفی برای گفتن نیست