مثل آبان پرم از خش‌خش پاییزی‌ها

      خش‌خش پاییز

 

مثل آبان پرم از خش‌خش پاییزی‌ها

آه ای سایة گستردة تبریزی‌ها

 

هفت پشت نسبم را به ستم زخم زدی

بشکنی بشکنی ای خنجر خون‌ریزی‌ها

 

اینقدر بر جگر پارة من درد مپاش

ای سرانگشت سم‌اندود نمک‌ریزی‌ها

 

هیچ کس حرف تو را این همه بی‌پرده نگفت

ای دل ای منبع خونین بلاخیزی‌ها

 

هرچه پیش آید از این بعد، بگو پیش آید

ما کجا و هوس مصلحت‌آمیزی‌ها

 

سربداران زمان، دست من و دامنتان

از سرم دور کنید آفت چنگیزی‌ها

 

 

/ 24 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كانون ادبي نيما

سلام به استاد. وبلاگ کانون این هفته هم آپ شد. با سه شعر منتظر دیدار شما هستیم.

fariba

سلام بر شما!من به روزم و منتظر نقد و نظر ارزشمند شما

عبدالرضا شهبازی

سلام دکتر عزيز اميد وارم ايام به کا متان باد ما که مثل هميشه از شعر های قشنگتان لذت برديم اگر فر صتی بود سری هم به کلبه ما بزن

زهرا

سلام خيلي جالب بودن غزل هاتون موفق باشيد

فریبا

[]

فریبا خانم

لطفا خالی نبندید

سلام گاهي دلم برات حسابی تنگ ميشه آمدی آن طرف ها سری به کلبه ما بزن -ياهو دکتر طهماسبی

سلام گاهي دلم برات حسابی تنگ ميشه آمدی آن طرف سری به کلبه ما بزن -ياهو دکتر طهماسبی