مانده ام مات مانده ام حیران

مانده ام مات مانده ام حیران

مانده ام با خودم چه کار کنم

مثل یک گردباد سرگردان

می روم از خودم فرار کنم

 

می روم! باز می رسم به خودم

چه کنم با خودم کجا بروم؟

دور باطل، تسلسل باطل

بازگردم دوباره یا بروم؟

 

مثل ماهی سیاه کوچولو

گیرم از بسترم زدم بیرون

کوسه های دهن گشاده مرا

در ارس می خورند یا کارون

 

فرض کن یک پرنده بازم

فرض کن یک پرنده آزاد

همه جا آسمان همین رنگ ست

ورزقان، قائنات، شین آباد

 

من ولی آدمم زبان دارم

می توانم تو را صدا بزنم

(ای خدای بزرگ بی همتا)

داد خود را به کی؟ به کی ببرم؟

حرف خود را کجا؟ کجا بزنم؟

 

هر چه دردست بر سرم آوار

هر چه خون ست در دلم جاری

پرم از رفت و آمد اشباح

در شبی از جنون ادواری

 

باز گردم به اول شعرم:

مانده ام مات مانده ام حیران

مثل بهت غریب سارینا1

مثل لبخند پرپر سیران2

 

1و2: نام دختران دانش آموز درگذشته در آتش سوزی دبستان شین آباد

 

/ 114 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصومه شیخ مرادی

سلام استاد عزیز خوب هستید شعرهایتان مثل همیشه زیباست خوشحال میشم سربزنید.

ازکنگاور دیارآناهیتا

من بیست سال پیش باشعر شما آشناشدم شعرهای شما بوی خاک باران خورده میدهند دست مریزاد اگه شعر کردی دارید لطفا بنویسید

سرای بی کسی

چه پایان بندی زیبایی. بادرودفراوانبرشما مانده ام مات مانده ام حیران مثل بهت غریب سارینا1 مثل لبخند پرپر سیران2

حیدر محمدی

سلام آقای دکتر . بسیار زیبا وبجا لذت بردم موفق باشید]

باران.م

سلام آقای دکتر بسیار زیبا بود خوشحالم با شما همشهری هستم

باران.م

کککککک

هه نگاوی پته و

زور سپاس دوکتر، شیعره که ت زور جوان بو ، روحی سارینا و سه یران په پوله ی ده وری شیعره کانتن ئه م جار.

آیدا

همه جا آسمان همین رنگ ست ورزقان، قائنات، شین آباد…