به خوابم آمدی پر کردی از اندوه خوابم را

 

              پرده اول سال 78

به خوابم آمدی پر کردی از اندوه خوابم را

به دست ابرهای تیره دادی آفتابم را

و حالا مثل نیلوفر به دنبال رد پایت

به هر سو می کشانم شاخه های پیچ و تابم را

یقین دارم که چشمانت ز هرم واژه ها می سوخت

اگر روزی برایت می نوشتم التهابم را

و گر نه با همین نامه برایت می فرستادم

دو برگ از دفتر اندوه بیرون از حسابم را

و یا بی پرده و روشن برایت شرح می دادم

فقط یک خط ز سر فصل کتاب اضطرابم را

که تا دیگر دل بی اعتقادت باورش می شد

که من هم چون تو پنهان می کنم از خود عذابم را

 

                 پرده دوم ده سال بعد!

 

خدا را کدخدا ای حاکم آبادی بالا

بگو تا دخترت دریابد این حال خرابم را

بگو زلف سیاهش را نریزد بر سر و رویش

نیامیزد به ظلمت قرص ماه و آفتابم را

بگو بر من بشوراند جوانان دهاتی را

ببیند غیرت طوفان تبار عشق نابم را

بگو تا دخترت پایین بیاید از خر شیطان

بگو نگذار تا ناگه بگیرد خون رکابم را

بگو این عاشق از آن عاشقان داستانی نیست

بگو این کله خر می بندد از نو راه آبم را

خلاصه گفته باشم کدخدا دیگر خودت دانی

همین حالا همین امروز می خواهم جوابم را

 

/ 846 نظر / 142 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انسیه رجب زاده

سلام! بهروز یاسمی؟ به نظرم اسم آشنایی اومد. آمدم. خواندم. لذت بردم.

محسن مظلومی

و حالا مثل نیلوفر به دنبال ردبایت .. شرمنده استاد جسارتا اشکال وزنی نداره ؟

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما فرهیخته محترم برخی را خواندم و لذت بردم تحقیر میشویم زیبا بود بسیار از تراوشات شیرین و دل انگیز شما بهره بردم و یاد گرفتم فرصتی بود قدمی بر تارک تارنمای بنده مرقوم بفرمائید. شرمنده تر خواهم بود از اینکه نظر مبارک هم ضمیمه آن باشد تا در بهبود کارها موثر افتد ارادتمندم

افسانه م

سلام شاعر ! سلام وهزار درود به شما که در شعرهایتان عشق حرف اول را می زند و چنان خوب کلمات را به رقص در میاورید که خواننده در حیرت میماند به نظر من شما توی هر شعرتان مشق نام لیلی میکنید انشاالله از فراق لیلی زمینی به وصال لیلی اسمانی برسید سالها نام شما را شنیده بودم و یکی از شعرهایت را می دانستم ولی الان خوشحالم که بالاخره این سعادت نصیبم شد که همه شعرهایتان را به راحتی بخوانم و لذت ببرم

حسن

هرکه یک بار پای شعرتان نشسته باشه همان کافیست تا معنی لذت شعر و شاعری و عشق را بفهمد . دکتر دوستت دارم ایوانی خوشتیپ

سعید نیکخواه

سلام جناب یاسمی من افتخار دارم که از طریق دوست عزیز و نازنینم آقای رئوف ایران نژاد با اشعار ناب شما آشنا شدم و گهگاهی هم جسارت می کنم و به این اشعار می آویزم که امیدوارم جسارتم را ببخشید. جواب این شعر را هم از نگاه کدخا داده ام که اینگونه شد. باز هم ببخشید : جوابت را چگونه دوست می داری پسربچه؟! خیالاتی شدی آخر،بیا ، بشنو جوابت را تو در شان و کلاس دختر زیبای من هستی؟! شنیدی تا کنون از من جواب یک سلامت را ؟! به چه دلخوش کنم خود را؟ به کسب و کار آقایت؟ بدان موهای آشفته ، به حال و روز زارت را ؟ به آن سوسول بازیها که پیش خلق خوش آیی؟ و یا لفظ قلم گفتار و آن طرز کلامت را ؟ بگو با من کدامین باغ را داری؟ چه می پرسم نگفته می شود فهمید وضعت را و حالت را برو بچه ! برو جای دگر این دام را گستر به وزن و قد خود باید گزینی تو شکارت را نبینم دیگرت دور و بر این خانه ،خوش گلدی! وگرنه بچه ها محکم زنندی مشت و مالت را

شیوا

سلام ، زیبا بود [گل]

مصیب سلیمانی

سلام اقای یاسمین لطفا یه شماره میخام باهاتون صحبت کنم مصیب سلیمانی از ماژین

مصیب سلیمانی

خیلی وقته دنبال اون کتابتونم که چاپ شد ولی دوباره جمع شد