عشق بهتر بود یا تحصیل؟

 

روزها روزهای خوبی بود

بخشی از ماجرای من بودی

از میان تمام شاعرها

عاشق شعرهای من بودی

 

بوی اردیبهشت می امد

باغ ما تازه داشت گل می داد

گل نام تو لحظه ای حتی

از لب مادرم نمی افتاد

 

من سرم توی درس و مشقم بود

مادرم گفته بود زیبایی

آمدی مشق هام شعر شدند

مادرم گفته بود می آیی

 

آمدی زندگیم ریخت به هم

گم شدم در ترنم تنبور

گردباد غزل به هم پیچید

بیخ و بنیان جزوه کنکور

 

تو به شعرم علاقه مند شدی

من به چشمت علاقه مند شدم*

رفته رفته به عشق تن دادم

از سر زندگی بلند شدم

 

از سرم شوق درس و مشق پرید

دشمن خونی کتاب شدم

مثل آوار هر چه اندوه ست

بر سر مادرم خراب شدم

 

"تو" پذیرفته شد به دلخواهت

"من" پناهنده شد به تنبورم

تو پس از هفت سال برگشتی

من هنوز از سران کنکورم!

 

               این بود انشای من!

 

* و رفته رفته به چشمت علاقه مند شدم

                                 علیرضا سپاهی

/ 110 نظر / 133 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميلاد یاسمی

باسلام مرسياز لطفتون سلامت را كه مملو از مهر محبت بود را رساندند عاشق اين غزلهايه دلنشينتم خدايه غزل دوستت داريم دكتر جان

راضیه بابایی

سلام خوشحال می شم ب وبلاگم سر بزنید و درباره ی کارام نظر بدین

مهوش سلیمان پور

سلام استاد کمتر کسی هست که شعر تاثیر گذار شما را نشنیده باشد ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم افرین بر تو و اندیشه ات منتظر نظرات ارزشمندتان هستم در محضرت شاگردی می کنیم سبز باشی

زینب وزیری

مرسی آقای یاسمی زیبا بود کارتون رو دوست داشتم موفق باشین

آزادبخت

چقدر عجيب شعر ميگيد! سلام

سلام

بسیارزیبا

سمیرا

عالی بود[گل]

سامانی

سلام جناب یاسمی شعرهاتون مثل همیشه ساده و صمیمی و دلنشین موفق باشید

علي فتحي

با سلام و درود 33 سال دارم از بچگي عاشق شعرهاي زيبا و ناب شما بوده ام و هستم شعر هاي شما بوي ناب ادميت ميدهند انشااله زنده و سلامت باشي افتخار ايوان.

شبنم

به جز سلام نمی گویم و نمی دانم تو گفته باشی اگر بارها خداحافظ............