اردیبهشت نزدیک است

     

اردیبهشت نزدیک ست
سالگرد سبز آن ستاره سرخ
که در خواب رویاهای من نطفه بست و
در شب با شکوه چشمان تو زاد
یادت می آید چقدر شبیه شکل هم بودند
شعرهای من و چشم های تو
آنقدر که طیران واژه ها
از لب بام لب های لال من
با بال بال پلک های نرم تو
پرواز پروانه ها را در باغ به یاد می آورد؟
یادت می آید تو به من گفتی :
«واقعا شعرت شنیدن دارد»
و من به تو گفتم:
« نه آنقدر که چشم تو دیدن دارد »
و هر دو به این قافیه خندیدیم ؟
و اینک اردی بهشت نزدیک است
به زاد روز آن ترانه سبز
برایم پیراهنی بفرست

به رنگ دقایق بی قرار

در حوالی ساعت پنج عصر

به سادگی سه شنبه ای از

اردی بهشت سبز سال پیش

و به بوی کوچه ای گنگ و گیج

از دود عود و از عطر نسیم
بعد از آنی که در خیال خویش

از میان آن گذشته باشی

اردی بهشت نزدیک است.  
/ 450 نظر / 140 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نا آمده سیل تر شدستیم

یک "دلواپسی انتخاباتی" را در " این باغ امید سبز بختی دارد" یادداشت کرده ام شاید شما هم بخوانید

محمد رضا رستم پور

سلام استاد عزیز و مهربان همیشگی خوشحالم که این روزها در زمینه ی نقد هم فعال می بینمتان همیشه موفق باشی

سیدمصطفی میرعبدالله

سلام دکترجان. با غزلی تازه به روزم و آماده تا رد چشم های شما را در سطرهای آن ببینم. و حالا دیدارتان را پلک نمی زنم...

سوکند

نه! ساکت نمی شوم که با قلم به رسالت آمده ام شیشه،شیشه خون برادرانم را می مکند. نه ساکت نمی شوم حتا اگر چشم هایم را با طعم تند گازها در بیاورند. چادرم را روی جنازه های خیابان پهن می کنم وبرای شهر که از دست رفته است دو رکعت نماز میت می خوانم. باد نشانه ی مرگ را به خانه آورده است چادرم سرخ است و چشم های زیادی از آن چکه می کند. نه ! ساکت نمی شوم مادر اگرچه بگوید زبان سرخ سرسبز می دهد بر باد. سبز ها خانواده منند که تکه تکه سرخ میشوند تبر ها فرصت نمی دهند. ساکت نمی شوم. که با قلم به رسالت آمده ام تیز تر از تبر شمایان زیرا زبان قلم در تمام جهان سبز است. سوگند

علی

سلام اقای یاسمی ،هر بار که شعرهایتان را می خوانم احساسی به رنگ تازگی ،با شور جوانی دارم همیشه سبز ،همیشه شاعر باشید

حجت اقبالي

خيلي دوست دارم ببينمت

سلام آقای یاسمی .از بچه های دانشگاه اهواز هستم اون سالهای دور با خواندن دوباره اردیبهشت یاد و خاطره همه اون شب شعر های باصفای دانشکده کشاورزی برام زنده شد .خوشحالم که موفقیت های شما و سایر دوستان را در عرصه هنر میبینم .موفق باشید

هما فروغی

سلام بهروز جان .حتم دارم منو به یادندارید من اهواز در اکثر شب شعرهایی که سوگلش شما و محمود رضا و مژده بود شرکت میکردم در واقع من دوست و همکلاس مزده بودم و سالهاست به دنبال کتاب همانگناه همیشه ات هستم و نیافتم باورت نمیشه که همش رو با دست از روی کتاب نوشین جهانبخش نوشتم .لطفا یه خبری از خودتون به من بدید.

صادق جلیلیان

هيمان شوار ها شين تو ، سخته دواره دين تو*********تا کو دريژه چين تو ،امشو دي بايه بايدنو کيکو چمي له ژير بر ، ارا نيتيه وليد خور*********اي تال برز نيشکر،امشو دي بايه بايدنو ترنه آوگه الوني ، کريوه وفر دروه ني*********هه وه خود تيدن گلوني،امشو دي بايه بايدنو کشتم چناره آسمان هامه پژاره آسمان********* تنيا هساره آسمان،امشو دي بايه بايدنو ته سر دواگه سرشوي ،پر له قصيل کوکوي ******** نخش رنگين قي نوي،امشو دي بايه بايدنو اي شو نم بان گلا،زوون له ور دگان طلا***********چاره کر دردو دوا،امشو دي بايه بايد تنيا هه خود وجاخمي پرچ به رزه شاخمي********* ئاگر نر چراخمي،امشو دي بايه بايدنو مه امشو ليره لا گرم تا گيس شورد داگرم ************ قصيه کر ليو ئاگرم،امشو دي بايه بايدنو له ناو شويل کيشو مات , ديدم ارا ديند درات********ديوت هوره چر ولات،امشو دي بايه بايدنو اراي شويل سر کيني، وختي وه دنگ برزو خني**********بورو بسه حقد سني،امشو دي بايه بايدنو مه جور گلا تنيا کفم ،اگر دنگ تو نشنفم***********هرشو وه تنيا چو خفم،امشو دي بايه بايدنو