دوباره دور شدم از تو دورتر حتی

                 

دوباره دور شدم از تو دورتر حتی

از آسمان به زمین نیز بیشتر حتی

 به هر کجا بروم روبروی من هستی

فرار از تو محال ست با سفر حتی

 "هوای کوی تو از سر نمی رود ما را"1

غریب و بی کس حتی و دربدر حتی

 من از تو شکوه ندارم نمی توانستم

اگر نگاه نکردم به پشت سر حتی

 کجاست گوشه ای از آسمان خوشرنگت

که در بیاورم از شوق بال و پر حتی

 بخواه تا نرسیده عنان بگردانم

اگر چه می شوم آنجا غریب تر حتی

 "من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"2

اگر به پام بریزند سیم و زر حتی

 درخت جنگل خویشم اگر فرود آرند

به جان ساقه سرسبز من تبر حتی

 تبر که هیچ برایم برادران غیور

به قصد قتل ببندند اگر کمر حتی

 من از تو ای وطن خوبم ای دیار عزیز

جدا نمی شوم آسان به ترک سر حتی

 

1و2: حافظ

سائوپائولو  10 فوریه 2011

 

/ 92 نظر / 110 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدی سنندج

سلام بسیار عالی بود . آقا به خدا من یک قورباغه در خشکی دیدم . یادآوری دوران دبیرستان . بامید دیدار خدا یار ونگهدارت

فائزه

عالیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی خوشحال میشم نظرتونو درباره غزلم بدونم [گل]

نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟

والا پیام‌دار، محمد! گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی‌ماند برپا و استوار! ------------------------------- با دستای فقیر، با چشمای محروم، با پاهای خسته، یه مرد بود، یه مرد! ------------------------------- یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب ------------------------------- می‌شکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته‌ها حرف بزنه! آینه می‌شکنه هزار تیکه می‌شه، اما باز تو هر تیکه‌ش عکس منه! ------------------------------- صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشتای من گف دوشنبه روز میلاد منه، اما شعر تو می‌گه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه... آخ اگه بارون بزنه... ------------------------------- ز کوچ جهان هیچ اگر دوست دارم ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم ------------------------------- «فرهاد مهراد» 29 دی 1322 ـ 9 شهریور 1381

محمد رضا علیکرمی

سلام آقا بهروز! چه غزل قشنگی ! درد نکند دستان غزل نویس تان برادر!

مونا اکبریان

درود استاد بزرگوار سفر به سلامت ................................ دعوتید به پوشیدن تنهایی سبز باشید و شاد

leila

سلام آقا بهروز زیبا بود سپاس ب منم ی سر بزن

امین موسی وند

وحید نجفی و لیدا تبیانی در با شاعران (2) دوست عزیز دعوتید به صرف شعر [گل]

زيبا بود

علیرضا

سلام استاد عالی بود