در من بگیر بار دگر ای دم غزل

              بازگشت

در من بگیر بار دگر ای دم غزل

من بازگشته ام به تو ای عالم غزل

 

ای عالم عزیز که تقدیر روزگار

چندی گرفت از تو مرا ٬ از غم غزل

 

حالا دوباره آمده ام با همان جنون

تا محو و گم شوم در پیچ و خم غزل

 

من باز گشته ام که بگیرم به جدٌ و جهد

از دست شاعران جوان پرچم غزل

 

هان! رفتم از تو ای من بی ذوق‌ پیش از این

تا بعد از این دوباره شوم محرم غزل

 

دنیا همه برای تو بگذار بعد از این

او همدم تو باشد و من همدم غزل

 

بسیارها و بیشترین ها برای تو

من قانعم به قافیه های کم غزل

 

پیوند خورده است از آغاز بخت من

با تار و پود قالب مستحکم غزل

                ***

از هر طرف که می نگری رقص شعله است

در من گرفته سرکش و سوزان دم غزل

 

                                         ریودوژانیرو ۲۰ فبریه ۲۰۰۶

 

 

 

 

 

/ 30 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shakhsesales

سلام دکتر جان انشاالله که سالميد از انواع مرغی و غير مرغی !

سينا عليمحمدي

سلام آقای دکتر ! يه عالمه حرف داشتم ديدم اينجا جاش نيست براتون ای ميل زدم // حتما بخونيد // ممنون از ای ميلتان و اينکه در غربت خواب من را هم می بينيد // منتظرم تا دوباره صدای مهربان شما را بشنوم و ان شا ا... صحيح و سالم باشيد وقتی شعر جديدتان را خواندم آن هم پس از مدت ها شنيدن کارهای تکراری از شما انقدر ذوق کردم که انگار خودم اين شعر را گفته بودم

ناصرحامدي

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابريشم!در سرزمين قهوه ‌، فوتبال و كارناوال خوش بگذرد انشاالله...يا حق

سایه شمع

سلام استاد......................من آپم ....................خوش حال می شم از حضور و نظرتون

شاه رخ

خوش بگذره آقا / غزلتان هم قشنگ بود

هیمن(شهاب)یاسمی

سلام وه خدمه ت ئه وه ل ميمزای خوه م به د ئفتخار ميله ته گه ی ديل خوی. يانی کوردستان ئوميد وارم قه ده م روژانيش فره موبارک بود

نادر

پس از سال ها و اين اولين ديدار نوشتاری.... هر جا هستی سلامت باشي تا بعد