دلم گرفته خدا را بگو چه کار کنم؟

          

دلم گرفته خدا را بگو چه کار کنم 

غروب می وزد از چارسو چه کار کنم

 گرفتم اینکه دل از خانه خودم کندم

 به آن دو پنجره روبرو چه کار کنم *

 به آن دریچه سبزی که صبحها لب او

شکفته می شد با گفتگو چه کار کنم

تمام این همه فانوس نیمه روشن هیچ

به آن چراغ فروزان - به او - چه کار کنم

 شکسته های دل خسته را کجا ببرم

به درد این سر پر های و هو چه کار کنم

به فرض هم که فراموش می شود همه چیز

به نعش یک دل بی آرزو چه کار کنم

 اگرچه با دل خون نیز می شود خندید **

ولی به بغض غریب گلو چه کار کنم

 زمان زمانه ننگین مرد سالاریست

پدر، برادر، دایی، عمو چه کار کنم 

 نه! من چکار به سالاری شما دارم

دلم گرفته فلانی بگو چه کار کنم

 

 

 

*ما چون دو دریچه روبروی هم

   .........                                  اخوان

** با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

 

                                                  حافظ

 

/ 119 نظر / 138 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفتاب

سلام استاد صدو ده تا نظر ...برای یک غزل زیبا... عدد خوبیه ...یه یا علی و یه غزل تازه...! در پناه ولایتش پاینده باشید

بانوی اردی بهشت

ممنون از لطفتون دکتر ... اتفاقآ مواردی که تذکر داديد قبلآ همونطوری بوده که شما فرمودين بهتر بوده باشه .. احتمالآ اومديم ابروشو درست کنيم به حساب چشمشم رسيديم! بازم ممنون از لطفتون. يا حق

حامد

سلام آقای دکتر من شما را لينک کردم با اجازه

ابو قراضه

من بي لينک،ميان اين همه لينک ،سري هم به ديوار من بزن

داود بیات

بهروز جان سلام هرجا هستی امیدوارم خوش باشی سری به وبلاگ ما هم بزن

مهرداد

سلام دکتر من مهردادم از اهالی زاگرس لوليده در غرابت تهران به من سر بزنين

امجد

سلام دکتر عزيزم.چرا وبلاگ تو گذاشتی به امان خدا؟؟ يعنی اينقدر سرت شلوغه؟ ما دوستت داريم آقا.......مراد سلام ميرسونه

امجد

دکتر جان سلام مجدد. با اجازه من لينکت کردم.

سميراميس

شما همن شاعري هستيد كه سالهاي 72 تا 78 شعرهاتون رو رو در و ديوار دانشگاه شهيد چمران ميديدم اسمتون واسم خيلي آشناست با ديدن اسمتون خاطرات زيادي واسم زنده شد