از مخمل و ابریشم

۱۳٩۱/٧/٢٢

دوباره دور شدم از تو دورتر حتی

                 

دوباره دور شدم از تو دورتر حتی

از آسمان به زمین نیز بیشتر حتی

 به هر کجا بروم روبروی من هستی

فرار از تو محال ست با سفر حتی

 "هوای کوی تو از سر نمی رود ما را"1

غریب و بی کس حتی و دربدر حتی

 من از تو شکوه ندارم نمی توانستم

اگر نگاه نکردم به پشت سر حتی

 کجاست گوشه ای از آسمان خوشرنگت

که در بیاورم از شوق بال و پر حتی

 بخواه تا نرسیده عنان بگردانم

اگر چه می شوم آنجا غریب تر حتی

 "من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"2

اگر به پام بریزند سیم و زر حتی

 درخت جنگل خویشم اگر فرود آرند

به جان ساقه سرسبز من تبر حتی

 تبر که هیچ برایم برادران غیور

به قصد قتل ببندند اگر کمر حتی

 من از تو ای وطن خوبم ای دیار عزیز

جدا نمی شوم آسان به ترک سر حتی

 

1و2: حافظ

سائوپائولو  10 فوریه 2011

 

بهروز یاسمی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ